انشا

انشا

صفحه وب|هر آنچه مورد نیاز شماست

اخبار و اطلاعیه

مرجع انشابه وبسایت صفحه وب بزرگترین مرجع مطالب درسی در ایران خوش آمدیدمرجع انشا


مرجع انشابرای ارسال مطالب درسی خود به ما و ثبت  با نام شما در وبسایت با ایمیل ما در ارتباط باشیدمرجع انشا

pagewebir@gmail.com

 

,مر,انا,انشا طنز,انشا ادبی,انشا آزاد,انشا با موضوع آزاد

مرجع انشاهرگونه پیشنهادات و انتقادات خود را از طریق نظرات  پستها اعلام نماییدمرجع انشا

  • نویسنده :
  • بازدید : 7 مشاهده
  • دسته بندی : انشا ,
بازنویسی شعر دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد پایه یازدهم

شعر زیر را بخوانید و برداشت خود را از آن بنویسید.

 

دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ؟          ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد

 

سعدی

 

کسی را که عاشق او هستیم اگر برای یک مدت طولانی از دید و چشم ما پنهان باشد ؛ ما همیشه دلتنگ او می شویم و یاد و خاطر خود را نمی توانیم از وجود نداشتن آن در کنارمان آرام سازیم و همیشه سعی در این داریم که زمینه ی دیدار با او را فراهم سازیم.  

 

حال فرض کنید شخصی خبری بیاورد از کسی که ما همیشه در جستجو و تلاش کردن برای بدست آوردن آن بوده ایم و در آن لحظه حال و هوای ما مانند شخصی می شود  که در بیابان داغ و سوزان و با پاهای پرهنه به دنبال قطره آبی می گردد و پس ار جست و جوی فراوان خسته و ناتوان مانده اما در همان حین ابر های سیاهی را می بیند که به آن سمت می آیند و آن زمین گرم ، خشک و بی آب را به زمینی پر از آب و خنک تبدیل می کنند و فرد تشنه به فرد عاشقی تشبیه شده شده است که خبر رسیدن آب یعنی همان عشق خود را می شنود . 

 

سعدی در این شعر خبر وصال عشق خود را می شنود و بلافاصله آنرا به دیدن ابر توسط تشنه در بیابان تشبیه می کند و مثل این که قبل از این که سعدی این خبر را توسط دیگران بشنود به او الهام شده است و این مثال زیبا را بکار برده است . 

 

سعدی با بکار گرفتن این شعر و این مفهوم یه نوعی امید به خوانندگان می دهد و می گوید که حتی اگر نتوانید به معشوق خود دسترسی داشته باشید و از او دور باشید عشق کار خود را می کند و شما پس از تحمل سختی ها و رنج های عشق سر انجام به وصال خواهید رسید .

انشا درباره پدر بزرگ

جمعه 18 آبان 1397
  • نویسنده :
  • بازدید : 28 مشاهده
  • دسته بندی : انشا ,

کسی هست که وقتی نا امید و سر خورده می شوم و دوست دارم مرگ را در آغوش بگیرم ، به من امید می دهد و یک زندگی دوباره و بدون دغدغه به من می بخشد ؛ دوستت دارم پدر بزرگ .

مردی بلند قد و خوش اندام با مو و ریش های مرتب و سفید پر پشتش که همیشه آن ها را شانه می کند و لباس تمیز می پوشد و همیشه خود را معطر می کند ، با دستانی پینه بسته مانند سنگ و چشمانی درخشان همچون مروارید و ابرو هایی کشیده و دندان های ریز و سفید مثل صدف ، او پدر بزرگم و شاید خدای دومم است.

کسی که بسیار مهربان ، دلسوز ، با ایمان و با جذبه است . هر زمانی که نا امید می شوم با اخلاق خویش مرا آرام می کند و با گرمای محبت دستانش دانه های آرامش را تک تک در قلبم می کارد و مثل این که بار دیگری از نو آفریده شده ام.

 

من به او احترام می گذارم و روی حرفش ، حرف نمی زنم ،او مرا به عبادت و با خدا بودن دعوت می کند گویی فرشته ای زمینی و مراد من و خیلی هاست ، و این خیلی خیلی حالم را خوب می کند.

 

در پایان باید گفت و نوشت و عمل کرد به اینکه : احترام به بزرگ تر ها واجب است و می توان از آنها مثل یک مکمل برای رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی استفاده کرد ، پس آنها را دریابیم و قدر بدانیم.

  • نویسنده :
  • بازدید : 46 مشاهده
  • دسته بندی : انشا ,
انشا در مورد به زبان خوش مار از سوراخ بیرون می اید

مثل نویسی پایه یازدهم صفحه ی 32


انشا به زبان خوش مار از سوراخ بیرون می آید

در روزگاران قدیم در روستایی خانواده ای زندگی می کردند که همه با هم مهربان بودند و در بسیاری از کار ها و یا مشکلاتی که برایشان پیش می آمد به یکدیگر کمک می کردند .

ادامه مطلب

بنر های صفحه وب