close
تبلیغات در اینترنت

بازنویسی ضرب المثل حکایت آن را که حساب پاک است

بازنویسی ضرب المثل حکایت آن را که حساب پاک است

صفحه وب|هر آنچه مورد نیاز شماست

اطلاعیه

مرجع انشابه وبسایت صفحه وب بزرگترین مرجع مطالب درسی در ایران خوش آمدیدمرجع انشا

مرجع انشابرای ارسال مطالب درسی خود به ما و ثبت  با نام شما در وبسایت با ایمیل ما در ارتباط باشیدمرجع انشا

pagewebir@gmail.com

امرجع انشاهرگونه پیشنهادات و انتقادات خود را از طریق نظرات  پستها اعلام نماییدمرجع انشا

  • نویسنده :
  • بازدید : 57 مشاهده
بازنویسی ضرب المثل حکایت آن را که حساب پاک است

مقدمه :

در این حکایت ما به مسئله تهمت و افطراع اشاره می کنیم و می گویم که بدون دلیل و مدرک  به کسی تهمت نزنیم و مورد محسابه قرار ندیم و قبل هر کاری از کار خودمون مطمعن  باشیم

باز نویسی حکایت آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است

مقدمه :

در این حکایت ما به مسئله تهمت و افطراع اشاره می کنیم و می گویم که بدون دلیل و مدرک  به کسی تهمت نزنیم و مورد محسابه قرار ندیم و قبل هر کاری از کار خودمون مطمعن  باشیم

باز نویسی:

 در روزگار های قدیم پیر مردی بد غلق ولجوج بود که مردم شهر همه از آن دوری می کردند و با آن معاشرت نداشتند.در یکی از روزها پیر مرد یکی از میش های خود را به بازار برد و به جای آن سکه ی زر گرفته تا برای امرار معاش آن را خرج کند و با آن خوراک و پوشاک برای خود تهیه کنند در مسیر راه به جوانی بر خورد می کند و از روی حواس پرتی طعنه ای به جوان می زند و رد می شود .

این پیر مرد زمانی که به مرد شیر فروش می رسددست به چیب می شود تا  کمی شیر و نان بخرد و به خانه  ببرد  که هر چه می گردد کیسه ی سکه ی خود را پیدا نمی کند بسیار  خشمگین  و ناراحت می شود و به فکر فرو می رود  که کجا کیسه ی سکه ی خود را گم کرده است . ناگهان به فکر جوان می افتد و فریاد زنان به سمت مسیری که جوان رفت می رود تا جوان دزد را پیدا کند.

 و به سزای عمل خود برساند.پیر مرد پا تند می کند و جوان را که آهسته مسیر خود را طی می کرد پیدا می کند و به سمت آن حمله می کند و آن را دزد خطاب می کند در حالی که جوانبیچاره اظهار نا آگاهی می کرد اما به گوش پیر مرد نمی رفت و فریاد زنان مردم را صدا می کرد  تا این جوان دزد را به محاکمه سرا ببرد. جوان که بسیار اندوهگین و ناگیزیر شده بود  گفت باشد مرا به محاکمه سرا ببرید زیرا که آن را که حساب پاک. است از محاکمه .چه باک است.

پیر مرد که جوان را پیش قاضی برد  و بدون مدارک  نتوانست کاری پیش ببرد مسیر رفته را بازگشت  که ناگهان کیسه زر خود را در همان قسمتی که با جوان بر خورد کرده بود پیدا کرد و از این اشتباه خود به سختی پشیمان شد.

شاد باشید!


نتیجه گیری:

ما از این حکایت نتیجه می گیریم که بدون دلیل و مدرک به کسی تهمت  نزنیم و کسی را بدون مدرک و دلیل قضاوت نکنیم چون  ممکن است اشتباه کرده باشیم و ابروی  یک نفر رو بدون دلیل بریزیم و شخصیت یک نفر رو خورد کنیم

تظرات ارسال شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

بنر های صفحه وب