close
تبلیغات در اینترنت

انشا درباره زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد

انشا درباره زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد

صفحه وب|هر آنچه مورد نیاز شماست

اطلاعیه

مرجع انشابه وبسایت صفحه وب بزرگترین مرجع مطالب درسی در ایران خوش آمدیدمرجع انشا

مرجع انشابرای ارسال مطالب درسی خود به ما و ثبت  با نام شما در وبسایت با ایمیل ما در ارتباط باشیدمرجع انشا

pagewebir@gmail.com

امرجع انشاهرگونه پیشنهادات و انتقادات خود را از طریق نظرات  پستها اعلام نماییدمرجع انشا

  • نویسنده :
  • بازدید : 347 مشاهده

در زمان های قدیم در یک گوشه ای از این دنیا شهری بود با آدم های جور با جور که در میان آنها پسرکی بازیگوش و سر به هوا بود که با حاظر جوابی و بی احترامی به بزرگ تر ها دل خیلی از آنها را رنجانده بود و بزرگان شهر از دست این پسرک زبان دراز عصبانی و خسته شده بودند .در یکی از این روز ها پادشاه شهر برای سر کشی شهر و مردمان خود از قصر خارج شده بود و وارد شهر شد . در شهر همه مردم به کار ی مشغول بودن و اوضاع بر وقف مراد ایشان  پیش می رفت  که در این میان پسرکی بازیگوش را دید که کنار هر آدمی که رد می شد آن را به تمسخر می گرفت  و به آن می خندیدپادشاه از دور نظاره گر رفتار زشت این پسرک بود تا این که پسرک به نزدیکی پادشاه رسید و با بی ادبی و تمسخر با پادشاه رفتار کرد و پادشاه که دیگر بسیار از بر خورد پسرک عصبانی شده بود به سربازان خود دستور داد تا پسرک را دستگیر کرده و به زندان  ببرند .اما دوباره پسرک فریاد زد و با صدای بلند به پادشاه و سربازان توهین و ناسزا گفت  پادشاه که چنین دید صبرش تمام شد و دستور داد تا سر از بدن این جوان بد زبان  جدا کنند تا عاقبت چنین فرد بد  سخن به همه ی مردم شهرشان داده شود و این  چنین بود که زبان سرخ سر سبز را بر باد داد

تظرات ارسال شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

بنر های صفحه وب